تبلیغات
امیر المؤمنین علی(ع) نور ولایت - مطالب نظرات علماء شیعه وسنی درمورد حضرت
حقانیت ولایت | نظرات علماء شیعه وسنی درمورد حضرت ,

زیاد بن محمد گوید :

 ر امام صادق (ع) وارد شدم و گفتم : آیا مسلمانان عیدی غیر از عید قربان و عید فطر و جمعه دارند ؟ امام (ع) فرمود : آری ، روزی که رسولخدا (ص) امیر مومنان علی (ع) را ( به خلافت و ولایت ) منصوب کرد.  مصباح المتهجد 


نوشته شده توسط بستانی در پنجشنبه 11 شهریور 1389 و ساعت 04:43 ب.ظ
آیه مباهله | نظرات علماء شیعه وسنی درمورد حضرت ,
اَلْحَقُّ مِنْ رَبِّکَ فَلاتَکُنْ مِنَ الْمُمْتَرینَ. فَمَنْ حاجَّکَ فیهِ مِنْ بَعْدِ ما جائَکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبنائَنا وَ اَبْنائَکُمْ وَ نِسائَنا وَ نِسائَکُمْ وَ اَنْفُسَنا وَ اَنْفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَةَ اللّهِ عَلَی الْکاذِبینَ.

حق همان است که از جانب خدا به تو رسیده است، پس مبادا در آن شک و تردید نمایی. حال بعد از اینکه به وحی خدا آگاهی یافتی، هر کس با تو به بحث و جدل بپرازد، به آنان بگو: بیایید ما و شما هر کدام فرزندان و زنان و عزیزان خود را فرا خوانیم سپس به مباهله برخیزیم و نفرین خدا را بر دروغگویان فرو فرستیم.

آل عمران / 60-61

مکه، بزرگترین پایگاه کافران قریش فتح شده بود، و می رفت که اسلام سرتاسر شبه جزیره عربستان، و حتی سرزمینهای اطراف آن را مطیع خود سازد. مردم سر زمین نَجْران هم که مسیحی بودند و در منطقه مرزی حجاز و یمن زندگی می کردند، ماجرای ظهور پیامبر اسلام را شنیده بودند. به موازات مکاتبات رسول اکرم با سران کشورهای بزرگ آن روز بود که ناگاه، نمایندگان پیامبر اسلام به نجران می ایند و نامه ای از سوی حضرت رسول به اسقف بزرگ کشیشان مسیحی می دهند. در قسمتی از این نامه آمده بود که:

... من شما را از بندگی بندگان خدا به بندگی خدا فرا می خوانم و نیز از شما دعوت می کنم که از فرمانبری و ولایت بندگان خدا بدر آمده، ولایت خدا را پذیرا شوید. اما اگر اسلام را نپذیرفتید، پس باید که جزیه بپردازید و اگر جزیه ندهید، با شما اعلان جنگ می کنم.

بزرگان نجران پس از مشورت، مصلحت در آن دیدند که ابتدا با حضرت رسول صلی الله علیه وآله وارد مذاکره شوند، شاید که با این روش بر او فائق ایند. از این رو به مدینه آمدند و با آن حضرت درباره درستی ادعای پیامبریش به بحث و مناظره پرداختند. مذاکرات مسیحیان با پیامبر خدا به شکست انجامید و در پایان، پیامبر به دستور خداوند، برای آنکه راه هر گونه فرار از حق و راستی را بر آنان ببندد، آنها را به یک نبرد جدید فرا خواند. نبردی که تا آن روز در اسلام سابقه نداشت.

این نبرد جدید بر اساس ایه بیان شده، مباهله نام گرفت. مسیحیان پذیرفتند و قرار گذاشتند که به پیشنهاد قرآن، مباهله کنند. امّا با خود گفتند که روز موعود به چگونگی حضور پیامبر در میدان مصاف بنگرند. اگر دیدند پیامبر با اصحاب و سپاهیان خود و همراه با شوکت و شکوه به مباهله آمد، با او به این جنگ بی سابقه برخیزند. امّا اگر دیدند با بهترین کسان خود به میدان آمد، از مباهله با او بپرهیزند.

در روز موعود - روز 24 ذی الحجه سال نهم هجرت - مسیحیان دیدند که پیامبر می اید. امّا چه پر شکوه می اید. نه آن شکوه ظاهری و پوچی که مسیحیان فکر می کردند. آنها دیدند پیامبر حسین علیه السلام را در آغوش دارد و دست حسن علیه السلام را هم گرفته است - یعنی فرزندانمان - دخترش فاطمه زهرا علیها السلام در کنار او - یعنی زنانمان - و حضرت علی علیه السلام هم در جانب دیگر اوست - یعنی جانهایمان - و با این عظمت آسمانی و بی نظیر به مباهله می اید.

مسیحیان با دیدن این صحنه تکان دهنده، یقین کردند که اگر این پنج وجود مقدس دست به دعا بردارند و آنها را نفرین کنند، عذابی دردناک بر آنان فرود خواهد آمد.

بر اساس این ایه شریفه، حضرت علی علیه السلام نفس، یعنی جان پیامبر معرفی شده است. همچنین بر اساس روایات، همراهان پیامبر در جریان مباهله، به عنوان اهل بیت ایشان شناخته می شوند. اکنون به روایت زیر از کتاب صحیح مسلم توجه فرمایید:

لَمّا نُزِلَتْ هذِهِ الایةُ: «فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَْبنآئَنا وَ اَبْنائَکُمْ...» دَعا رَسُولُ اللّهِ عَلِیاً وَ فَاطِمَةَ وَ حَسَناً وَ حُسُیناً فَقالَ: اَللّهُمَّ هؤُلاءِ اَهْلُ بَیتی.(23)

وقتی این ایه نازل شد، پیامبر علی و فاطمه و حسن و حسین را فراخواند و فرمود: بار الها، اینان اهل بیت من هستند.

بکار رفتن لفظ جمع (نسائنا وانفسنا) در ایه با اینکه مصداق هر کدام یک نفر بیش نیست، و همچنین آمدن لفظ (ابنائنا) در ایه و مصداق آن که تنها دو نفرند، هیچکدام با یکدیگر منافات ندارد، چرا که اینگونه سخن گفتن حتی در زبان فارسی نیز رایج است. مثلا معلم در بیان قانون کلی می گوید: آنها که نمره بیست گرفته اند، جایزه دارند. در حالی که تنها یک نفر نمره بیست گرفته است. یا برای ادای احترام و بزرگداشت، الفاظ را بصورت جمع بکار می برند.

مرحوم علامه امینی در کتاب «الغدیر» جلد سوم صفحه 163 به نقل از دانشمندان پیرو مکتب خلفا، بیست ایه از قرآن را جمع آوری نموده که تمامی آنها با لفظ جمع بکار رفته اند، در حالیکه تنها یک نفر مورد نظر بوده است.

نکته دیگر آنکه وقتی اطاعت و پیروی از شخص پیامبر لازم و واجب باشد، مسلّماً اطاعت و پیروی از نفس و جان او یعنی علی علیه السلام نیز واجب ولازم است. و از آنجا که نفس و جان مایه حیات و دوام زندگی آدمی است، این تشبیه به ما می فهماند آن کسی که باعث دوام نبوت و حیات نبوّی است، وجود مقدس امیرمؤمنان علی علیه السلام می باشد 

 

23)- صحیح مسلم کتاب الفضائل باب فضائل علی بن ابیطالب. مستدرک 3/163، تفسیر کشّاف، تفسیر طبری، تفسیر فخر رازی


نوشته شده توسط بستانی در دوشنبه 18 آذر 1387 و ساعت 08:37 ب.ظ
ایه ولایت | نظرات علماء شیعه وسنی درمورد حضرت ,
اِنَّما وَلیکُمُ اللّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذینَ آمَنُوا الَّذینَ یقیمُونَ الصَّلوةَ وَ یؤتُونَ الزَّکوةَ وَ هُمْ راکِعُون. وَ مَنْ یتَوَلَّ اللّهَ وَ رَسُولَهُ وَ الَّذینَ آمَنوا فَاِنَّ حِزْبَ اللّهِ هُمُ الْغالِبُونَ.

سر پرست و ولی شما فقط خدا و رسول او و مؤمنانی هستند که، نماز بر پا می دارند و در حال رکوع، زکات می پردازند. و هرکس سر پرستی و ولایت خدا و رسول او و این مؤمنان را بپذیرد - البته از حزب خداست - و حزب خدا پیروز است.

مائده / 55-56

عبد الله بن سلام از دانشمندان یهودی بود که با تنی چند از دیگر یهودیان، مسلمان شده بود. یک روز او و یارانش نزدیک نماز ظهر به حضور پیامبر رسیدند و با آن حضرت به گفتگو نشستند. آنها به پیامبر گفتند:

فاصله خانه های ما از مدینه دور است، و ما در میان یهودیان، بی سرپرست و بی پناهیم. آنها از اینکه ما مسلمان شده ایم و شما را تصدیق کرده ایم، ناراحت هستند و با ما دشمنی می ورزند، و سوگند یاد کرده اند که با ما قطع رابطه کنند. اکنون به وجود شما پشتگرمیم، و به زیارت شما دلخوشیم. اما نمی دانیم پس از شما چه کنیم؟ حضرت موسی علی نبینا و آله و علیه السلام در زمان حیاتش، یوشع بن نون را به عنوان جانشین خویش معرفی کرد، تا مردم بدانند پس از او به چه کسی مراجعه کنند و به وجود چه فردی دلگرم باشند. اکنون شما چه کسی را به عنوان جانشین پس از خود معرفی می فرمایید؟ در این هنگام، امین وحی بر پیامبر فرود آمد وعرض کرد:

سرپرست و ولی شما تنها خدا و رسول او و مؤمنانی هستند که نماز بر پا می دارند و در حال رکوع صدقه می دهند.

این پاسخ برای عبد الله و همراهان او واضح و روشن نبود. چه کسانی بر پا دارنده نمازند؟ چه کسانی در حال رکوع زکات هم می پردازند، تا ولی و سرپرست ما پس از پیامبر باشند؟ اینجاست که پیامبر باید مصداق روشنی را از این کلام بیان فرماید. از طرفی وقت ادای فریضه ظهر فرا رسیده بود.پیامبر از جا برخاست و همراه با عبدالله و یارانش به سمت مسجد آمدند.

از آن سو در مسجد هم حادثه مهمّی رخ داده بود. حضرت علی علیه السلام پیش از شروع نماز ظهر، مشغول خواندن نماز نافله بود، که فقیری به مسجد آمد، و از کسانی که در مسجد بودند تقاضای کمک کرد. هیچکس حاجت او را برآورده نساخت. ناگاه متوجه شد فردی در حال رکوعِ نماز با دست اشاره می کند. شتابان به سوی او رفت و تقاضای خود را تکرار کرد. علی علیه السلام در همان حال رکوع، انگشتری خود را که هزار دینار ارزش داشت، از انگشت خویش بیرون آورد و به آن مرد فقیر بخشید. آن انگشتر را پیش تر، نجاشی پادشاه حبشه به پیامبر هدیه داده بود و پیامبر هم آن را به علی علیه السلام بخشیده بود. وقتی پیامبر و همراهانش به مسجد رسیدند مرد فقیر را دیدند که با خوشحالی بسیار در حال خروج از مسجد است.

پیامبر از او پرسید: ایا کسی چیزی به تو بخشیده است؟

مرد فقیر عرض کرد: آری یا رسول الله آن مرد که در حال نماز است این انگشتر را به من بخشید.

آنگاه پیامبر ایه ای را که لحظاتی پیش بر او نازل شده بود، و از این حادثه خبر می داد، بر عبدالله بن سلام و همه مسلمانانی که در مسجد حاضر بودند، تلاوت فرمود.

و سپس افزود: «علی بن ابیطالب وَلیکُمْ بعدی» یعنی پس از من علی بن ابیطالب ولی شماست.

پس از آن عبد الله و همراهانش که مطلوب خود را یافته بودند، به ولایت امیر مؤمنان علی علیه السلام شهادت دادند. آنگاه امین وحی بار دیگر بر پیامبر نازل گشت و بشارتی برای مؤمنان به ارمغان آورد که:

وَ مَنْ یتَوَلَّ اللّهَ وَ رَسُولَهُ وَ الَّذینَ امَنوا فَاِنَّ حِزْبَ اللّه هُمُ الْغالِبُونَ.

دانشمندان پیرو مکتب خلفا ضمن اشاره به ماجرای
عبد الله بن سلام در کتب معتبر خود(19)، نقل دیگری از ابوذر، صحابی رسول خدا نیز آورده اند. او نیز پس از بیان داستان انگشتری،
می گوید: پیامبر دست به دعا برداشت و عرض کرد:

 خداوندا ، برادرم موسی علیه السلام از تو اینچنین درخواست نمود که:

«قالَ رَبِّ اشْرَحْ لی صَدری، وَ یسِّر لی أمْری، وَ احْلُلْ عُقْدهً مِنْ لِسانی یفْقَهوُا قَوْلی، وَاجْعَل لی وَزیراً مِن أَهلی، هارُونَ أَخی، أُشْددْ بِهِ أزری، وَ أَشْرِکْهُ فی أَمری»

پروردگارا، سینه ام بگشای، و کارم را آسان گردان، و گره از زبانم باز کن تا سخنم را دریابند، و برای من وزیری از خاندانم تعیین فرما، هارون برادرم را برای این کار قرار ده، تا پشتم به او گرم و استوار باشد، ودر کارم وی را شریک گردان. آنگاه به او وحی کردی که ما بازوانت را به برادرت نیرومند می سازیم و برایتان قدرتی قرار می دهیم تا با شما برابری نکنند. پروردگارا اینک من محمد پیامبر تو و حبیب تو هستم. تو نیز سینه ام را بگشای و کارم را آسان گردان و «علی» از خاندان مرا وزیر من قرار ده تا پشتم به او استوار گردد.

ابوذر می گوید: از پس این دعا بود که جبرئیل از سوی خداوند نازل شد و گفت:

ای محمد بخوان « إنّما ولیکم الله و رسوله و الذین آمنوا...»(20)

از کلمه «انّما» به معنی فقط در ابتدای ایه چنین برداشت می شود که ولایت و سرپرستی منحصر است به خدا و رسول و مؤمنانی که در حال رکوع نماز، صدقه بپردازند. و البته هیچکس هم جز علی بن ابیطالب علیه السلام این ویژگی را پیدا نکرد. هر چند در ایه این مفهوم بالفظ جمع آمده است (الّذین آمنوا ...) امّا تنها یک نفر شایسته چنین نشان و مقامی گردید.(21)

همچنین کلمه «ولی» در ایه به معنی سرپرست است نه دوست و نه یاور، زیرا در غیر اینصورت با کلمه اّنما و حصر در ایه سازگاری نخواهد داشت. چه که دوستان و یاوران اهل ایمان منحصر به همین سه گـروه خواهند شد، و این در حالی است که اهل ایمان، دوستان و یاوران دیگری نیز دارند. مانند: ملائکه و یا مؤمنانی که دارای این نشانه هم نیستند و یا حتی افرادی غیر مسلمان همچون نجاشی که وی نیز مسیحی بود و مسلمانان را پناه داد. خداوند در سوره ممتحنه ایه 8، دوستی مسلمانان را با کافرانِ بی آزار، نهی نکرده است.(22)

از سوی دیگر حتی اگر فرض کنیم ایه ولایت، در میان ایاتی است که مربوط به هم هستند، این فرض نیز ثابت می کند که مراد از ولایت در این ایات هم با معنی سرپرست و اولی به تصرف بودن سازگاری بیشتری دارد. چرا که در ایه 51 می فرماید :

« ...هرکس ازشما که یهود ونصاری را ولی خود قراردهد ، ازآنها خواهد بود ... »

این بیان نشان می دهد که صرف دوستی نسبت به یهود و نصاری مورد نظر نیست، بلکه مطلب بالاتر از آن است. یعنی رابطه به گونه ای است که فرد را به جمع کافران ملحق می کند و از آنان محسوب می شود. مسلماٌ چیزی که باعث می شود فرد جزء گروه یهود و نصاری گردد، آن است که وی سرپرستی آنها را بپذیرد و آنان را در تصرف امورخویش نسبت به دیگران اولی و برتر بداند.

 از همین رو شایسته است کلمه « ولی » را حتی در ایات قبل و بعد از ایه ولایت ( ایات 51 و 57 سوره مائده ) به معنای سر پرست در نظر گرفت.

نکته دیگر اینکه، برخی گمان کردند، کلمه «راکعون» در ایه به معنای «خاشعون» است. و ایه را اینگونه ترجمه می کنند که: ولی شما مؤمنانی هستند که با خضوع و خشوع، نماز بر پا می دارند و زکات می پردازند. درحقیقت با این معنا، دو ویژگی مؤمنان (اقامه نماز و پرداخت زکات با حال خضوع) دیگر اختصاص به فرد خاصی نخواهد داشت یعنی «ولی» از انحصار خارج می گردد. و هر مؤمنی که دارای این اوصاف باشد «ولی» شما خوانده می شود. در پاسخ چنین افرادی باید گفت:

به اعتبار اغلب کتابهای لغت که مورد اعتماد مکتب خلفا نیز هست، معنای حقیقی و لغوی رکوع، همان خم شدن است .بنابراین تا زمانی که قرینه لفظی و یا معنوی در ایه نباشد، نباید رکوع را به معنای مجازی آن یعنی خضوع و خشوع ترجمه کرد 

 

(19)- تفسیر فخر رازی ذیل یه ولیت

(20)- تفسیر فخر رازی ذیل یه ولیت

(21)- در ین زمینه به توضیحات مربوط به یه مباهله مراجعه شود.

(22)- لینهاکم الله عن الذین لم یقاتلوکم فی الدین و لم یخرجوکم من دیارکم أن تبروّهم و تقسطوا الیهم انّ الله یحبّ المقسطین.


نوشته شده توسط بستانی در دوشنبه 11 آذر 1387 و ساعت 09:58 ب.ظ
داوری درست | نظرات علماء شیعه وسنی درمورد حضرت ,
قضاوت، امر بسیار دشوار و مهمی است. عده بسیاری در داوری میان دو نفر دچار اشتباه می شوند. اما باید دانست که حضرت علی هیچگاه و در هیچیک از قضاوتهای خود خطا نمی کرد.

علت این امر را از زبان علی علیه السلام می شنویم:

پیامبر به من دستور داد که به یمن بروم و آنان را به اسلام دعوت کنم و احکام خدا و حلال و حرام او را برایشان بیان نمایم. به آن حضرت عرض کردم:

ای رسول خدا، من جوان هستم. مرا به سوی قومی اعزام می فرمایی که در میان آنها حوادث و مشکلاتی رخ می دهد، و ناگزیر باید بین آنها داوری کنم. با این سنّ کم و نداشتن تجربه داوری، ممکن است از عهده انجام این کار دشوار برنیایم.

پیامبر به من فرمود:

چاره ای نیست یا تو باید بروی و یا من.

من هم عرض کردم:

اگر چاره ای نیست امر شما را اطاعت می کنم.

آنگاه پیامبر درباره من فرمود:

إِنْطَلِقْ ، فَاِنَّ اللّهَ یثَبِّتُ لِسانَکَ وَ یهْدی قَلْبَکَ.

علی جان حرکت کن، که خداوند زبان تو را در بیان حق ثابت و استوار می سازد و قلب تو را در داوری درست هدایت می کند.

پس از این فرمایشِ پیامبر، هرگز در درستی داوری میان دو نفر دچار تردید و دودلی نشدم.(40) 

 

(40)- تفسیر الدّر المنثور ج 4 ص 125. و مسند احمد حنبل ج 1 ص 182. عبارت مسند احمد حنبل چنین است: اِنَّ اللّهَ سَیهْدی لِسانَکَ وَ یثَبِّتُ قَلْبَکَ.


نوشته شده توسط بستانی در جمعه 8 آذر 1387 و ساعت 12:05 ب.ظ
آیه هدایت | نظرات علماء شیعه وسنی درمورد حضرت ,

 

وَ یقُولُ الَّذینَ كَفَرُوا لَوْ لآ اُنْزِلَ عَلَیهِ ایةٌ مِنْ رَبِّهِ، اِنَّما اَنْتَ مُنْذِرٌ وَ لِكُلِّ قومٍ هادٍ.

كافران می گویند چرا نشانه ای آشكار - كه به چشم سر ببینیم - بر او فرود نمی اید؟ (ای پیامبر به آنان بگو): كه من فقط بیم دهنده هستم و هر گروهی، هدایت كننده ای دارد.

رعد / 7

كافران برای آنكه پیامبر را تكذیب كنند، به بهانه های گوناگون می كوشیدند دعوت او را به خداشناسی بی ثمر سازند. از جمله آنكه تقاضاهای عجیب و غریبی از پیامبر می كردند. مثلاً انتظار داشتند فرشته ای از آسمان فرود اید و نامه ای آسمانی به پیامبر دهد، به طوری كه آنان با چشمهای ناپاك خود حقایق آن را ببینند و بخوانند، و بارها از اینگونه خواسته ها ابراز كرده بودند. امّا خداوند در ایاتی چند، این تقاضاهای فریبكارانه را ردّ كرد و به پیامبر فرمود:

تو فقط باید به آنان تذكّر دهی و ایشان را از آخرت بیم دهی و وظیفه ای بیش از این در قبال خواسته های آنان نداری. پس از تو هم، هر قوم و گروهی برای خود راهنما و هدایتگری دارد و راه تو را ادامه می دهد.

پیامبر اكرم صلی الله علیه وآله نیز برای آنكه راهنما و هدایتگرِ پس از خود را هم معرفی كرده باشد، درگفتاری می فرماید:

مَنْ یریدُ اَنْ یحْیی حَیاتی و یمُوتَ مَوْتی و یسْكُنَ جَنَّةَ الْخُلْدِ الَّتی وَ عَدَنی رَبّی فَلْیتَوَلَّ علی بن ابیطالب فَاِنَّهُ
لَنْ یخْرِجَكُمْ مِنْ هُدی و لَنْ یدْخِلَكُمْ فی ضَلالَةٍ
.(16)

هر كس كه می خواهد آنگونه كه من زندگی كردم زندگی كند و آنگونه كه من می میرم، بمیرد، و در بهشت برینی كه خدای من آن را وعده داده است، جای گزیند، باید ولایت علی را بپذیرد. چرا كه او هرگز شما را از راه هدایت برون نمی برد و به گمراهی وارد نمی سازد.

و از این رو است كه علی علیه السلام فرمود:

رَسُول اللّه الْمُنْذِرُ وَ أَنَا الْهادی.(17)

پیامبر همان بیم دهنده است و من هدایت كننده.

زیرا او دیده بود رسول خدا صلی الله علیه و آله روزی دست بر سینه خود گذارد و فرمود:

أنا المُنذِر یعنی من بیم دهنده هستم آنگاه دست بر شانه علی نهاد و فرمود:

اَنتَ الهادی یا عَلی، بِكَ یهتَدی المُهَتدونَ مِن بَعدی.(18)

ای علی تویی راهنمای امّت، و به تو راه یافتگانِ پس از من هدایت می یابند 

 

 

(16)-المستدرك علی الصحیحین ج 3 ص 139.

(17)- المستدرك علی الصحیحین ج 3 ص 139.

(18)- تفسیر كبیر فخر رازی ذیل یه 7 سوره رعد


نوشته شده توسط بستانی در سه شنبه 5 آذر 1387 و ساعت 11:03 ق.ظ
آیه خیر البریة | نظرات علماء شیعه وسنی درمورد حضرت ,
اِنَّ الَّذینَ امَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ اوُلئِکَ هُمْ خَیرُ الْبریةِ.

همانا کسانی که ایمان آورده و عمل صالح انجام دادند، بهترین مردمانند.

بینه / 7

جابر بن عبد الله انصاری از یاران خوب رسول خدا صلی الله علیه وآله بود، او نقل می کند:

روزی در حضور پیامبر نشسته بودیم. ناگاه پیامبر از دور علی علیه السلام را دید که به سوی او می اید. پس فرمود:

وَ الَّذی نَفْسی بِیدِهِ اِنَّ هذا وَ شیعَتَهُ هُمُ الفائِزُونَ یوْمَ الْقِیامَةِ.

سوگند به خداوندی که جان من در دست اوست، این علی و پیروان او براستی که روز قیامت از رستگارانند.

وقتی پیامبر این جمله را فرمود آنگاه ایه خیر البرّیة بر ایشان نازل شد.

از آن پس، هر گاه اصحاب پیامبر، علی علیه السلام را می دیدند که می اید، به یکدیگر می گفتند: این بهترین مردم است که می اید. ابن عباس هم نقل می کند که چون این ایه نازل گردید، پیامبر به علی علیه السلام فرمود:

هُوَ أَنْتَ وَ شیعَتُکَ یوْمَ الْقِیامَةِ راضینَ مَرْضِیین.

این بهترین مردم، تو و پیروان تواند که روز قیامت هم خدا از ایشان راضی است و هم ایشان از خدا خرسند هستند.

 علی علیه السلام خود نیز می گوید:

پیامبر به من فرمود:

«اِنَّ الَّذینَ امَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ اوُلئِکَ هُمْ خَیرُ الْبریةِ»؛ أَنْتَ وَ شیعَتُکَ وَ مَوْعِدی وَ مَوْعِدُکُمْ الْحَوْضَ اِذا اجتمعتْ الاُمَمُ لِلْحِسابِ تُدعَوْنَ غُرَّ الْمُحَجَّلینَ.

یا علی، ایا سخن خدا را نشنیده ای که فرمود: همانا مؤمنان نیکوکار بهترین مردمانند؟ تو و پیروان تو اینچنین هستند و وعده من و شما (تو و پیروانت) روز قیامت در کنار حوض کوثر خواهد بود. آنگاه که امتها برای حساب حاضر می شوند، شما با چهره های نورانی خوانده می شوید.(11) 

 

(11)- تفسیر الدر المنثور ذیل یه 7 سوره بینه.


نوشته شده توسط بستانی در دوشنبه 4 آذر 1387 و ساعت 12:06 ب.ظ
شباهت علی(ع) به عیسی علیه السلام | نظرات علماء شیعه وسنی درمورد حضرت ,

حضرت علی می گوید : رسول اکرم مرا طلبید و به من فرمود:

یا عَلی! اِنَّ فیکَ مِنْ عیسی - علیه الصلوة و السلام - مَثَلاً، اَبْغَضَتْهُ الْیهُودَ حتّی بَهَتُوا اُمَّهُ، وَ اَحَبَّتْهُ النَّصاری حَتّی اَنْزَلُوهُ بِالْمَنْزِلَةِ الَّتی لَیسَ بِها.

علی جان! در تو شباهتی از عیسی است و آن اینکه : یهودیان چنان درباره اش دشمنی می ورزیدند که به مادرش بهتان و افترا زدند، و مسیحیان آنچنان در دوستی او پیش رفتند که وی را تا مرتبه ای که شایسته آن نبود بالا بردند.

یعنی یهودیان به حضرت مریم تهمت زنا زدند و مسیحیان عیسی را پسر خدا خواندند. درباره حضرت علی علیه السلام هم دیدیم که گروهی او را سبّ و لعن می کردند و عده ای هم او را تا مرتبه خدایی بالا می بردند. امّا پیروان راستین حضرت علی علیه السلام به عنوان «خیر البرّیة» - بهترین مردم - نامدار شده اند. اینان درباره حضرت علی علیه السلام همان اعتقادی را دارند،که درایات قرآن آمده و پیامبرنیز بیان فرموده است. پس از نقل حدیث فوق، حضرت علی علیه السلام خطاب به مردم فرمود:

آگاه باشد، که دو گروه درباره من هلاک می شوند:

یک گروه، آنانکه خود را دوستدار من می دانند، اما سرکشی می کنند و درباره من تندروی می کنند و آنچه را که شایسته آن نیستم، مدّعی می شوند.

و گروه دوم، دشمنانی که به من افترا می بندند و تا آنجا بدگویی می کنند که به من تهمت می زنند.

مردم! آگاه باشید که من پیامبر نیستم و به من وحی نمی شود. اما من تا آنجا که توان دارم، به کتاب خدا و سنت پیامبرش عمل می کنم.

هر فرمانی که درباره اطاعت از خدا به شما می دهم، چه بخواهید و چه نخواهید، باید که از من اطاعت کنید. اما اگر من یا هر کس دیگری شما را به معصیت خدا فرمان داد، هرگز از او فرمان نبرید. فرمانبری فقط در اموری است که روشن است اطاعت خدا در آن است.(39)  

(39)- المستدرک ج 3 ص 133.


نوشته شده توسط بستانی در یکشنبه 3 آذر 1387 و ساعت 06:54 ب.ظ
آیه اُذُنٌ واعِیةٌ | نظرات علماء شیعه وسنی درمورد حضرت ,
مولا علی (ع) در قرآن

لِنَجْعَلَها لَکُمْ تَذْکِرَةً وَ تَعِیها اُذُنٌ واعِیةٌ

ایات - خلقت و هستی - را برای شما موجب یاد آوری قرار دادیم و این ایات را گوشهای شنوا و فراگیر به خوبی در بر می گیرند و به خاطر
می سپارند.

الحاقه / 12

کجاست آن ظرف فراگیری که تمامی ایات خلقت را در برگیرد و آنها را درخود جای دهد؟

خداوند چگونه می خواهد قرآن را که از بزرگترین ایات خلقت است، حفظ کند و آن را ماندگار و جاویدان قرار دهد؟(12)

کیست که بتواند این میراث گرانبهای نبوی را به درستی دریافت کند و به خوبی از آن حفاظت نماید و مشعل فروزان هدایت را همچنان پر فروغ نگاه دارد؟

کدامین گوش، پذیرنده همه علوم و اسرار پیامبری است؟ کدامین گوش، آهنگ دلنشین وحی را نیز به روشنی می فهمد و از خاطر نمی برد؟

اینها پرسشهایی است که پاسخ آنها را باید در قرآن کریم و کلام پیامبر که مبین آنست، جستجو کرد.

رسول خدا صلی الله علیه وآله به حضرت علی علیه السلام فرمود:

یا علی، إِنّ اللّهَ اَمَرنی اَنْ اُدنیکَ وَ لا اُقصیکَ و اَنْ اُعَلِّمَکَ و اَنْ تَعِی وَ حَقٌّ عَلَی اللّهِ أَن تَعِی.

ای علی، خدا به من دستور داده است که تو را به خود نزدیک گردانم و از تو دوری نجویم و مرا فرمود است که ایات قرآن را به تو بیاموزم و تو هم آنها را به خاطر بسپاری. و این شایستگی و لیاقت را خدا قرار داده که آنچه را به تو آموزش می دهم به یاد بسپاری.

وقتی پیامبرصلی الله علیه وآله علی علیه السلام را به این مرتبت و منزلت مفتخر ساخت این ایه نازل شد:

وَ تَعِیها اُذُنٌ واعِیةٌ.(13)

و پیامبر دوباره فرمود:

سألتُ رَبّی اَنْ یجعَلَها - اُذُنٌ واعیةٌ - لِعَلی

از خدای خویش خواستم آن گوشهای فراگیر را گوشهای علی قراردهد.

و نیز به حضرت علی علیه السلام فرمود:

فَأَنتَ اُذُنٌ واعیةٌ لِعلْمِی(14)

این تو هستی که گوش فراگیر علم من هستی.

از پس این بیان جاودانه و نورانی بود که خداوند، چنان لطف و عنایتی به علی علیه السلام فرمود که آن حضرت خود فرمود:

ماسَمِعتُ مِن رسولِ اللّه شَیئاً فنَسیتُهُ(15)

چیزی را از پیامبر نشنیدم که آن را فراموش کرده باشم 

 

(12)- انّا نحن نزّلنا الذکر و انّا له لحافظون (سوره حجر/9) به راستی ما خود، قرآن را فرو فرستادیم و ما نیز حافظ و نگهدار آن هستیم.

(13)- تفسیر طبری ذیل یه 12 سوره الحاقه.

(14)- تفسیر طبری ذیل یه 12 سوره الحاقه.

(15)- تفسیر الدّر المنثور ذیل همانآیه.


نوشته شده توسط بستانی در چهارشنبه 29 آبان 1387 و ساعت 08:44 ب.ظ
نوشته های پیشین
+ چرا مأمون امام رضا را ولی‌عهد خود کرد؟ + چرا امام حسن علیه السلام با معاویه صلح کرد؟ + مرگ پیامبر اکرم؛ رحلت یا شهادت؟! + اربعین شهادت امام حسین(علیه السلام) - قسمت سوم+ اربعین شهادت امام حسین(علیه السلام) - قسمت دوم+ اربعین شهادت امام حسین(علیه السلام) - قسمت اول+ زیارت اربعینی+ فضیلت گریه بر امام حسین علیه السلام + خواص مجالس ذكر مصائب امام حسین علیه السّلام + فضیلت گریه بر امام حسین (ع)+ خواص گریه برای امام حسین علیه السلام + خواص چشم گریان در عزای امام حسین علیه السلام + ارزش قطره اشک برای امام حسین علیه السلام + در سوگ اربعین + اربعین حسبنی

صفحات: 1 2